على ربانى گلپايگانى
419
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
و عقل آنها را از ماهيت موجود در ذهن ، به اعتبار وجود ذهنى نه به لحاظ وجود خارجى انتزاع مىكند ، و به همين جهت ، آنچه معروض اين معانى است ( در ذهن ) ، موصوف آنها در خارج نخواهد بود ، زيرا جنسيت عارض حيوان موجود در ذهن است ، و حيوان در خارج متصف به آن نمىباشد . ولى طائفه دوم هرچند عارض بر موضوعات ذهنى مىگردند ، ولى وجود ذهنى آنها از قبيل قضيهء حينيه است نه از قبيل قضيه شرطيه ، و حاصل آنكه : اين معانى را عقل از ماهيات ، در ظرف وجود ذهنى آنها انتزاع مىكند نه از حيثيت وجود ذهنى آنها بلكه به اعتبار وقوع آنها در خارج ، و به همين جهت موضوعات خارجى به اين دسته از عوارض متصف مىگردند ، اگرچه عروض آنها در ذهن است . و حاصل اين قسمت از كلام ايشان اين است كه ، معقولات ثانيه منطقى و فلسفى يك وجه اشتراك دارند و يك وجه افتراق : وجه اشتراك آنها اين است كه عروض آنها بر موضوعاتشان در ذهن است ، و در ظرف خارج هيچيك از آن دو عارض بر موضوعات خود نيستند . وجه افتراق آنها اين است كه اتصاف موضوع به معقولات ثانيه فلسفى در ظرف خارج و به اعتبار وجود خارجى است ، ولى در معقولات ثانيه منطقى ، حتى اتصاف هم مانند عروض در ظرف ذهن و به اعتبار وجود ذهنى است . اين مطلب را خود وى نيز در قسمت ديگرى از كلامش به گونهاى يادآور شده است و در ضمن وجه اينكه اين دو نوع معقولات را معقولات ثانيه مىگويند را هم بيان كرده است و آن اينكه : چون عروض اين محمولات در ذهن است ، و عروض كه عبارت از حمل و اثبات محمول براى موضوع است ، متفرع بر اين است كه موضوع قبلا داراى ثبوت باشد و طبعا بايد قبلا مفهومى در ذهن تعقل و تصور شده باشد تا اينكه اين معقولات عارض آن گردند « 1 » . پس اين مفاهيم در مرتبه دوم قرار دارند .
--> ( 1 ) فجميع ما لا يكون الخارج ظرفا لوجوده يكون عروضه فى العقل فيكون فى المعقولات الثانية لكونه -